هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
501
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
« اسلامبول » برود و برگردد ، خسته نمىشود ؛ بلكه گردش مفصّل باصفايى است ، زيرا كه كشتى ، تمامش را از پهلوى عمارات و باغات و تلال مشجّر سبز با روح مىگذرد ، چنانچه اكثر ملازمين دولتى و ملتى و تجار ، اهل سيف و قلم ، « 1 » [ كه ] در امتداد « بسفور » سكونت دارند ، هرروز با كشتىهاى دودى تجارتى ، كه متّصل درآمد و شدند ، به شهر رفته ، شام مراجعت مىكنند . طرفين « بسفور » 2 ساحل است : يكى « روملى حصار » « 2 » نام و ديگر « آناتولى حصار » . چند جهاز براى ساحل « يمين » و چند براى ساحل « يسار » مقررند براى حمل عموم خلق . [ در ] مراجعت از « اسلامبول » ، رفتم به ديدن نواب عاليه « نازلى خانم » ، كه بهطور ييلاق به اسلامبول تشريف آوردهاند . چاى و سيگار آنجا صرف شد . [ به ] منزل معاودت كردم . روز جمعه ، بيست و ششم [ رمضان 1304 ه . ق . ] اعتقاد « آل عثمان » اين است كه امشب ، [ كه ] شب بيست و هفتم رمضان است ، « شب قدر » است ، تمام شهر و محلّات را چراغان مىكنند و جشنى تمام مىگيرند . گفتم كشتى حاضر كردند ، برويم شهر را تماشا كنيم . « لرد دنمور » ، زوجه و دخترش نيز همراه آمدند . در بين راه رفتيم [ به ] خانهء جناب « حلمى پاشا » ، نوهء « فؤاد پاشاى صدر اعظم مرحوم » . چاى [ در ] آنجا صرف شد . « لرد دنمور » از اينجا [ به ] منزل مراجعت كرد . زوجه و دخترش با من آمدند [ به ] شهر . شام را در مهمانخانهء « هتل انگلتر » « 3 » صرف نموده ، بعد از شام رفتيم [ به ] « مسجد اياصوفيه » . قريب [ به ] 000 ، 10 نفر جمعيت ، به « نماز جماعت » مشغول بودند . رفتيم بالاخانه ، قدرى نشستيم . بالاى گنبد مسجد را با چراغ نوشته بودند : « قيل شفاعت ، يا محمد » . روى گنبد مسجد ديگر : « الاعمال بالنّيات » . در گنبد ديگر « ليلة القدر » . همين قسم آيات ، روى گنبد هر مسجدى [ را ] با چراغ مزيّن كرده بودند . جمعيت كثيرى از « زن » و « مرد » ، « بزرگ » و « كوچك » ، « وضيع » و « شريف » ، غنى
--> ( 1 ) . كشورى و لشكرى امروز . ( 2 ) . Rumeli Hisar . ( 3 ) . در اصل : دانكلتر